تبلیغات اینترنتیclose
صلح امام حسن و قیام امام حسین کارهایی را انجام میداد که دین را به خطر انداخته بود. مثال اوّل:
مرتضی محمد نژاد بردسکن
نمایندگی محمد نژاد و پسران شرکت نفت سپاهان و صنعتی جنوب

موضوع : | بازدید : 289

کارهایی را انجام میداد که دین را به خطر انداخته بود.

    مثال اوّل:در زمان دومی هنگامی که لشکر برای جنگ آماده میشد، اذان گفتند و سپاهیان جهت نماز خواندن لشکر را ترک کردند که دومی گفت در اذان به جای "حیّ علی خیر العمل" بگویید "الصلاه خیرٌ مِن النَوم".  نماز از خواب بهتر است، از جنگ که بهتر نیست،الان موقع جنگیدنه....

   مثال دوّم: ایرانی ها را که به عنوان اسیر نزد دومی آوردند گفت: چرا اینگونه ایستاده اید؟ گفتند در بین ما مرسوم است که مقابل مهتران دست به سینه ایم.....گفت:چه خوب ! پس ما هم در مقابل خدا اینطور می ایستیم.

   مثال سوّم:بعد از جنگ گفتند: غنائم را چطور تقسیم کنیم؟ امام علی برخاست و گفت: همانگونه که پیغمبر تقسیم میکرد، مساوی و عادلانه، دومی گفت: نه اینجا دیگه مسئله ی پوله و فرق داره، بعد به کسانی که در حفظ قدرتش مؤثر بودند بیشتر پول میداد تا از حکومتش دفاع کنند.

   مثال چهارم:اوّلی، قبل از سلام نمازش یک جمله به خالد بن ولید گفت، و بعد برگشت و ادامه ی نمازش رو خوند.

   مثال پنجم:معاویه اعلام کرد که این هفته چهارشنبه میخوایم نماز جمعه بخونیم !! مردم هم اومدن و روز چهارشنبه نماز جمعه خوندن !!

این از خلفای قبل از یزید، که اینگونه با دین بازی کردند، که هنوز برخی در اذان میگن"الصلاه خیر من النوم" و در نماز دست به سینه می ایستند و میگن تو نماز یه جمله میشه صحبت کرد چون اولی صحبت کرده. اینها فقط چند نمونه بود...

حالا نفر بعدی اینها یزیده که میخواد بیاد و مثل قبلی ها دین رو دستکاری کنه. ولی یه فرقی بین یزید و قبلی هاست، اون چهار نفر زیاد نمیتونستن با دین بازی کنن،برای اینکه"

 اولاً : آبرو نداشتن و به سختی آبرو جمع کرده بودن و حاضر نبودن به هر قیمتی این آبرو رو از دست بدن.

ثانیاً : میترسیدن یاران و اصحاب پیغمبر و قدیمی تر ها اونها رو به خاطر بازی با دین بکشند، همون طور که عثمان رو کشتند.

ثالثاً : اونها سیاست داشتن و منافقانه عمل میکردن و حاضر نبودن در ملأ عام و علنی حرفی بزنن و فسق و گناه کنن و به سادگی حاضر نمیشدن خلاف شرع عمل کنن.

اما یزید، سیاست مدار نبود وهوسرانی اش هم از باباش بیشتر بود، پس شروع کرد به بازی کردن با دین، علنی شراب میخورد .. نماز صبح رو چهار رکعت میخوند .. میمون بازی میکرد و.....

حالا اگه یزید که شده بود حاکم بر دین و دنیای مسلمین، یه حکم شرعی میداد که مثلاً شراب آزاد بشه، که فاتحه اسلام خونده شده بود.  

در زمان یزید،     اولاً:سالها بود قال رسول الله گفتن ممنوع شده بود

                    ثانیاً:اصحاب رسول خدا یکی یکی از دنیا رفته بودند

                     ثالثاً: نسل عوض شده بود

پس اگر یزید یه حکمی میداد که کاملاً مغایر با دین بود خیلی ها میپذیرفتن چون دین رو اون چیزی میدونستن که یزید میگه.

یکم:میمون یزیدکه مُرد، تو ممالک اسلامی سه روز عزای عمومی اعلام کرد، بعد گفت: مثل یه مسلمون غسلش میدین،کفنش میکنین،بهش نمازمیخونین و توقبرستون مسلمین دفنش کنین.

دوّم:درزمان یزید مدینه طوری شده بود که بزرگترین اجتماع مردم برای زنی هرزه بودکه آوازه خوانی میکرد.

سوّم:علل بوقوع افتادن واقعه ی حرّه وچگونگی دستوریزید برای کشتار مردم مدینه وتجاوزبه نوامیس مسلمین وغارت اموالشان، که فرمانده لشکریزید این کشتاررا به دلیل اینکه دستورش را یزید صادر کرده بود را مایه ی غفران الهی میدانست.

چهارم:لشکرکشی یزید به مکه و به آتش کشیدن کعبه.

پس دیگه بایزید نمیشه بیعت کرد، بیعت با یزید یعنی تأیید همه ی کارهای ناپسندش. دیگه باید امام با خون خودش آبروی خلیفه رو ببره حالا میخواد امام حسن باشه یا امام حسین یا هرامامی، تو این موقعیت نباید ساکت بود، با اینکه میدونی حتماً کشته میشی، با اینکه میدونی بچه هاتم کشته میشن، با اینکه میدونی خونوادتم اسیر میشن ولی باید دین سالم بمونه.

با گذشت زمان و دسته گلهایی که این خلفا به دامان اسلام زده بودند، ظواهری از دین به جامانده بودواهداف اصلی ودرونمایه ی حقیقی اون داشت، متروک ومنزوی وکمرنگ میشد. ودر برخی مواقع، بدعت ها جایگزین سنّت ها شده بودند. دراینجاست که پیشوایان دین و عالمان ربّانی بایددرجهت زنده ساختن دوباره ی شعایر واهداف اصلی دین بپاخیزند. عاشورای حسینی، برنامه ای احیاگرانه برای دین وجلوه های متعدّد آن بود.

بهمین خاطراست که اگربپرسیم، چرا امام حسن صلح کردوامام حسین جنگید؟ یاکمی عقب تربرویم، .. چرا امام علی صلح کرد و بیست وپنج سال از خلافت کناره گرفت، درحالیکه، اوّلی غاصب بود و معاویه هم غاصب بود؟ درجواب باید بگوییم که از نظراسلام آنچه اصالت دارد، حفظ حوزه ی اسلام است واین اقدام ست که بر هراقدام دیگری تقدّم وارجحیّت دارد. پس اگرامام حسن صلح کرد بخاطر حفظ حوزه ی اسلام وثبات اجتماعی مملکت اسلامی بود واگر امام حسین صلح نکرد بخاطر این بودکه اسلام داشت کم کم از صفحه ی روزگار محومیشد.

درکلام نورانی امام حسین داریم که فرمودند: "وعلی الاسلام، السّلام اذقدبلیتِ الامر براع مثل یزید" باید فاتحه ی اسلام را خواند درآنوقتی که مردم گرفتارزمامداری مانند یزید شوند. ازاین سخنِ امام متوجه میشویم که نفع و زیانِ شخصِ امام وشخصِ یزید مطرح نیست، بلکه هرکسی مانند امام ودر جایگاه امام باشد، درچنین شرایطی که زمامداری چون یزید، براسلام حکومت میکند، باید برای نجات اسلام قیام کند.

اگر ائمه ی دیگر صلح کردن بخاطر حفظ ثبات اجتماعی بود، باید جامعه ی اسلامی تو آرامش می بود ولی دیگه زمان یزید کاراز این حرفها گذشته بود ،اگه امام حسین میخواست به ثبات اجتماعی وآرامش جامعه فکر بکنه که فاتحه ی دین خونده شده بود واصلاً اسلامی نمیموند که بخواد تو آرامش باشه.

امام حسین هم (زبانحال) گفت: من قیام میکنم حداقل، دین سالم میمونه وخلیفه آبروش با قیام من میریزه و دیگه نمیتونه حکم شرعی اعلام بکنه.وگر نه الان باید چهار شنبه میرفتیم نماز جمعه بخونیم!!

انقدر بعداز شهادت امام حسین یزید بی آبرو شده بود که نه بنی مروان، نه بنی عباس جرأت نکردن بگن که امرما امر خداست و فتوای دینی بدهند ، فقط حکومت میکردن.

 

خلاصه اینکه داداش جونم:

...پیامبر ازجانب خدا دین رو آورد و حاکم بردین ودنیای مردم بود.

...پس از پیامبر این حکومت بردین ودنیای مردم دست دیگران افتاد.

...امام حسین با خون خودش حکومت خلفا بر دین مردم و ازشون گرفت.

...حالا امام زمان هر وقت که مردم خواستن میاد و حکومت خلفا بر دنیای مردمم ازشون میگیره.

امامان برای دفاع از دین نیاز به مردم ندارند اما برای حکومت بر دنیا به اونها نیاز دارن.

بعد، اینها در زمان خلفای قبل یزید وخود یزید بود، اماخلفای بعد یزید دیگه، فقط حکومت میکردن و معمولاً چند تا عالم دینی میاوردن کنار خودشون که فتوا بدن، چون اونها دیگه ارزش فتوا دادن نداشتن و معمولاً امامان از جمله امام باقرو امام صادق به این علمای درباری اونچه را که باید میگفتن، می آموختن. پس با قیام امام حسین اصل و پایه واساس دین سالم موند

http://www.samen315.blogfa.com/post/5

برچسب ها : ,

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 14 آبان 1391 توسط مرتضی محمد نژاد